طنز دانشجویی


ادامه نوشته

دل نوشته های من

.... وآیا دل من را چنین جوری سزاست.                            یا حق

سرم در سوگش انگار مردابی ویا فزون است.

مردابم را راهداری بهر هدایت وشایدندامت نیست.

چه کنم با دل خراب همچو یتیمان نگاهش.که از وقتی او رفت این یتیم خون می بارد وهوای درونم را عجیب بارانی   کرده .آیا آن بالا خدایی هست .؟دیوانه که نیستم معلوم است که هست.هست که ببیند چو ماهایی خراب فراقند... 

وتمنای وصل  به دست پستچی دل میسپارند.آری هیچ وقت نگوییدخدا نیست.خدا  هست...در گریه های کودکان گرسنه ...درچشمهای آدم های شکست خورده...وحتی در یاسهای من هم خدا هست پس نگاهتان به آسمان باشد ...بارانی خواهد بارید.

                                                                                                         همه نیشها که به ما خورد!نوشهای دنیا را برایتان تمنا دارم.

                                                                       ... ...باز می آیم پس تا وصل...فصل         ن.ا

دلم خون وچشمم کور


ادامه نوشته

بریلیم


ادامه نوشته

عشق من


ادامه نوشته

نامه ای از کنج غربت


ادامه نوشته

هورامان سر زمینی ناشناخته


ادامه نوشته

تصاویرومناظر هورامان


ادامه نوشته

سیر تکاملی پسر دخترها


ادامه نوشته

بلبر و من

روسـتای بلـبرهمچـون دیگر روسـتاهای هورامان سابقـه ی دیریـنه ای دارد بلبـر یك واژه یونانی است كه«بل» به معنی "خدای آبها" می آید ، بلبر روی هم رفته به معنی «جلوی آب»است  ، تاریخ نویسان و ریش سفیدان روســتا،  سابقه بلبـر را صدها سال قـبل از میلاد حضرت مسیح می دانند .

 اوّلین كسانی كه به روستای بلبر آمده اند واز پایه گذاران روسـتا به حساب آمده ند ، دو برادر بوده اند كه یكی ازآنها ، فرزندان زیادی داشته است  ولی دیگری از نعمت فرزند بی بهره بوده است ، این دو برادر خیــلی باهم صمیــمی و مهربــان بوده اند ، در وقت كوبیــدن خرمن هایشان از كاه ها و گندم های خود روی خرمــن های دیگری گذاشته اند و این دو برادر به كاه كوب مشهور بوده اند ، هنوز هم اسمشان بر سر زبان ها باقـی است ، از نسل این دو برادر طایفه ای هنوز هم وجود دارد كه به نام « كاكوا» شهرت یافته اند .